ادامهی تکپارتی

ادامه‌ی تکپارتی

پسر ناشناس: بیبی اینطوری نکن میدونم‌ تو هم می‌خوایی
یهو یکی پسر رو گرفت کشید عقب یه مشت زد تو صورتش اول فکر کردم کای هست با دیدن صورتش تعجب کردم
ات: ج.جیمین
دیدم بهم گوش نمیده فقط پسر رو میزنه
ات: جیمین ولش کن کشتیش
جیمین: خفه شو
ات: جیمین ترو خدا ولش کن مرد
ولش کرد پسره با صورت خونی افتاد زمین
جیمین: گمشو
پسره بزور بلند شد از دستشویی خارج شد
ات: مرسی
جیمین : تو هم مراقب باش اینجا امن نیست
خواست بره از دستش گرفتم
ات: نرو
جیمین : چی
ات: دیگه نمی‌خوام بدون تو باشم نرو تنهام نذار
جیمین: ولی تو خودت بودی که ازم جدا شدی
ات: می‌دونم می‌دونم ولی مامانم مجبورم کرد ازت جدا شم برم با کای باشم
جیمین: تو هم قبول کردی
ات: آره
جیمین: الان اینجاست
ات: آره جیمین من دیگه نمی‌خوام به حرف مامانم گوش بدم هر چی هم بگه دیگه ترکت نمیکنم
جیمین: واقعاً قول میدی
ات: آره قول میدم
محکم بغلم کرد منم محکم بغلش کردم
جیمین: دیگه تنهام نذار
ات: حالا بیا بریم به کای هم بگیم
جیمین: باشه
از دستشویی خارج شدیم رفتیم سمت میزی که کای نشسته بود جیمینم دستمو محکم گرفت
کای: این عوضـ
ات : حرف دهنتو بفهم حالا گمشو برو به مامانم هم بگو
کای: پشیمون میشی
بلند شد رفت جیمین هم نشست به پاش زد
جیمین: بیا اینجا
رفتم نشستم روی پاهاش تو چشاش زل زدم
ات : خیلی دوست دارم بیشتر از هر چیزی که فکرشو کنی
جیمین: منم بیبی
لبشو بوسیدم رفتیم یکی از اتاق های بار نماز خوندیم

The

پایان

@jimin.s
تقدیم بهت
دیدگاه ها (۰)

عشق مافیایی Part 18ات: جیمین زود باش بده جیمین‌: به یه شرطی ...

عشق مافیایی Part 19 ویو ات که یهو چیزی روی پام حس کردم به زی...

تکپارتی دیدار دوباره meeting againویو ات الان چهار ماه هست ب...

عشق مافیایی Part 17ویو ات با نور خورشید چشامو باز کردم نور خ...

پارت ۵۹ جیمین: میخوای لباسمو در بیارم باهم لخت تو بغل هم بخو...

دلم نیومد نزارمپارت۳پرنسس کوچولو_تلفن رو روی اون دختره قت کر...

وقتی زنش بودی و اون دوستت نداشتپارت ۴ویو اتکه محکم به یه پسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط