{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلااام 💜💫

سلااام 💜💫
____________________________________________________________________
پارت چهار
(𝚝𝚑𝚎 𝚍𝚎𝚟𝚒𝚕'𝚜 𝚖𝚒𝚜𝚝𝚛𝚎𝚜𝚜)

داخل جنگل کوک ویو :
نمیدونم چرا سرگیجه داشتم ، احساس خفگی میکردم ، همین طور که ادامه میدادم مه بیشتر میشد ، هوا هم خفه تر میشد .... ادامه دادم تا حدی که چشام سیاهی میرفت دیگه جایی رو نمیدیدم ...



-اههه سرم ، اینجا کجاس ؟
به دوروبرم نگاه کردم ولی چیزی ندیدم خیلی تاریک بود ! خیلی خوفناک بود احساس ترس تمام وجودم رو در بر گرفته بود .
-آهای کسی اینجا نیست ؟!
....+
خواستم بلند بشم ولی نمیتونستم پاهام و دستام بسته بود !!!! بیشتر که دقت کردم دیدم با زنجیر بسته شدم ولی منشا اون طناب معلوم نبود !
همین طور توی خیالات خودم غلت میخوردم که ناگهان صدای پا اومد ، صدا مدام نزدیک میشد ، خوشحال شدم از اینکه یکی اینجاست و می تونم ازش کمک بخوام ولی با سایه ای که روی دیوار دیدم زبونم به ته ته پته افتاد ، سایه نزدیک تر شد تا اینکه خودش جلوم نمایان شد ، یه چیزی که شبیه انسان بود با دو بال سیاه و بلند !!
اومد جلو که با دیدن صورتش وحشت کردم ...
از پایین ابروش تا گونش خراشی بزرگ کشیده شده بود و زخم بود .........


پایان
پارت بعدی هم میزارم
این پارت شرط نداره
دیدگاه ها (۴)

این شما و این شعبده بازی کوک

جوری که شروع شد vsجوری که پیش میره

امروز یه چالش دیدم گفت بیستمین ویدیو گالریت چیه ؟و مال بنده ...

پارت

بازگشت بی نام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط