ویلی: تو اینجا چکار می کنی؟

ویلی: تو اینجا چکار می کنی؟
- چارلی: خوابم نمی بُرد. قلبم داشت آتیش می گرفت.
+ ویلی: خب، معلومه غذا خوردن بلد نیستی. باید یه چیزی راجع به ویتامین و این حرف‌ها یاد بگیری.
- چارلی: اون ویتامین‌ها چه فایده ای داره؟
+ ویلی: اونا استخوناتو درست می کنن.
- چارلی: آره، امّا قلبِ آدم که استخون نیست...

آرتور میلر
| مرگ فروشنده |



این روزهای خیلی خیلی خیلی کذایی)۱۴ . ۹ . ۰۰
دیدگاه ها (۱)

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

عاشقانه های شبنم

I'm not jealous part 54امروز سومین روزی بود که با جونگکوک بو...

مافیای من

Why Did I Fall in Love with You?P²³ | چند روز بعد – شرکت دوه...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.13الیز:باشه همه رف...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹²ویو تهونگرسیدم به اتاق...

╭┈────── ೄྀ࿐ ˊˎ- ──────┈╮♡ 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑳𝒐𝒗𝒆 ♡پارت دوم╰┈────── ...

ویلی: تو اینجا چکار می کنی؟چارلی: خوابم نمی برد. قلبم داشت آ...

- ویلی: تو اینجا چکار می کنی؟- چارلی: خوابم نمی بُرد. قلبم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط