وقتی با خانواده ت دعوات میشه و میری بیرون و اونا مافیان م

وقتی با خانواده ت دعوات میشه و میری بیرون و اونا مافیان میبینن
آرام : اون دختره رو برام بیاریدش
( به بادیگارداش میگه )




شوگا : اوه خانم کوچولو گمشدی
ات : گمشو مرتیکه
شوگا : زبون درازی هی می کنی ( به بادیگارداش میگه ) بندازیدش توی صندوق




جیهوپ : چاقو میذاره روی گردنش و میگه دختر خوبی باشیا قرار واسه خودم باشی
تهیونگ : جلوی دهنت و میگره و گونی سرت میندازه و میگه آفرین دختر خوب جیکت در نمیاد فهمیدی




جونگ کوک : افتخار میدی واسه خودم باشی
ات : گمشو مرتیکه
جونگ کوک : صبر کن ببینم اصلا چرا دارم ازت اجازه می گیرم
از کمرت می گیره میارتت توی ماشین




جیمین : ببین خانم خوشگل شما شوهر نمی خوای
ات : نخیر
جیمین : ولی من همسر می خوام
میگیرتت و میندازتت توی ماشین




آرام : با نقشه میکشونتت توی یه کوچه تاریک و بعد می گیرتت
آرام : آروم باش خوب
ات : باشه ، باشه




تهیونگ : از قبل با هات دوست بود ولی از هم جدا شدید و وقتی میبینتت
تهیونگ : ات تو اینجا چی کار میکنی
بعد فرار می کنی و میوفته دنبالت




جین : باهات از قبل دوست بوده ولی وقتی فهمیدی مافیاست ازش جدا شدی
جین : ات حالت خوبه چه وقت ندیدمت
عقب عثب میری ولی اون نزدیکت میشه
ات : جین جلو نیا
جین : نوچ نمیشه
میگرتت و می ندازتت توی ماشین
دیدگاه ها (۲)

وقتی میری بیرون بدون اجازه و دیر وقت میای خونه نامجون : می د...

وقتی ازدواج زوری کردید و تو دوسش داری ولی اون دوست نداره جین...

واکنش غمگین بی تی اس وقتی بهشون میگی یکی دیگه رو دوست دارم ج...

وقتی بهشون میگی ددی تهیونگ : نیش خند شیطانی میزنه و اصلا فکر...

سناریووقتی باهات دارن دعوا میکنن که یهو یه بشقاب رو برمیدارن...

سناریو وقتی تحریکشون می کنی و بعد میری تو اتاق و درو قفل میک...

سناریو وقتی تحریکشون می کنی و بعد میری تو اتاق و درو قفل میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط