{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p4

( دوستان یه چیزی ... بنده چون بشدت حافظم ماهیه ‌یادم رفته اسم رمان و بنویسم و خببب .. . . اسم رمان "در‌‌ نگاه اول"هستش ^^ ))) از پارت چهار لذت ببرید✨..
.
.
.
.
.
.
کای :« نگاهی به کمر ویلیام کردم ... اون یارو ..

کمرشو گرفته بود ؟ .. »

:میشه نتها حرف بزنیم..؟

∆اوکی‌
.
.
.
∆چیزی میخواستی بگی ؟

کای : دوست دارم .. !

∆چی .. ؟؟

کای : دوست دارم از همون اول دوست داشتم

نمی‌دونم شاید اصلا برات مهم نباشم

ولی ...... تو تمام فکر و ذهن منی ویلیام.....

میشه ..میشه... باهم با..

∆بسه .. من با یکی دیگه ام ... الانم مستی ...

نمیفهمی داری چی میگی.....

کای : آره .. آره مستم ولی دقیقا میفهمم دارم

چی میگم!!.... با یکی دیگه ای.. آها ...

اوکیه .. (بغض*)

اومیدوارم اندازه من دوست داشته باشه

(بغض شدید*)

:دیگه نتونستم ...اشکای مزاحم..... اصلا

دوسشون ندارم لعنتی ...... نباید گریه کنم

‌....( گریه **))
.
.
.
.
.
.
.
.
از رمان راضین ؟؟ توی ناشناس نظراتتون رو بگین برام مهمه نظرتون :)) 🦋✨
دیدگاه ها (۰)

ناشناس؟^^ پرش کنید گایز ✨..https://harfeto.timefriend.net/17...

🤌🏻😂🐥

تهکوک.. :)

ولی تهیونگ زیادی جذابه .. ✨

part9🦋-پرنسس چرا گفتی بیایم قدم بزنیم &همینطوری خیلی وقت بو...

اما من خودم انتخاب نکردم 🥺 &(هنوزم بغض داره به خاطر دردش)-فن...

#گابلین Part15وارد اتاق میشه وسایلش رو آماده میکنه گوشیش رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط