{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای من ۲ Prt

مافیای من ۲ Prt

ویو ات *

همینجوری نشسته بودم و به و به معلم گوش میکردم که بالاخره زنگ خورد و رفتیم که با لینا خوراکی و نهاری... که دیدم جونگکوک فقط نشسته و بیرون که یهو دیدم بعد از این به گوشیش نگاه کرد با سرعت دُو از کلاس زد بیرون.

ویو جونگکوک *

همه داشتن میرفتن که یهو فهمیدم سوجون تو نهار خوری یه (جونگکوک تونسته به دوربین های دبیرستان وصل بشه) و داره یه دختره رو اذیت میکنه
سریع میدوعه که فیلم بگیرع (توی اون باند مافیا نباید الکی به دخترا زور بگی ولی پسرا مهم می البته که باید با هَمس خودت در بیوفتی)

راوی: لینا و ات همیشه از میانبور میرن
(نمیدونم درست نوشتم یا نه )
با اینکه کوک خیلی سریع رفت ولی اونا زود تر رسیدن.

ویو ات *

اومدم و دیدم همه جم شدن و دارن پچ پچ میکنن جمعیت رو زدم کنار و دیدم سوجون عوضی(سوجون اکس ات هم هس یجورایی) داره یه دختر رو اذیت می‌کنه بی وقفه رفتم و سوجون هلش دادم اونور و یه مشت زدم تو دهنش
ات:گمشو اونور عوضی
(سوجون بی رحم ترین قلدر اون مدرسه هم حساب میشه)
سوجون:به به دل جرعت پیدا کردی مشت میزنی؟ قبلا بوسمون می‌کردی!
ات : اره قبلا از اینکه بفهمم (سوجون دهنش گرفت)
سوجون: اینجا نه (نگران و عصبی)
ات:دستش رو زدم اونور و گفتم
به هر حال و رفتم یهو سوجون لب زد و گفت
سوجون:تقاص این مشتت هم پس میدی !
حس بدی گرفتم اما توجه نکردم .

ویو جونگکوک *

وقتی رسیدم دیدم همی چی رو دیدم ‌‌‌(دعوای ات و سوجون)
یعنی این دختره میدونه سوجون مافیاس؟و باش این رفتار رو داره؟
یهو چشمش به من افتاد و ترکیبی از نگرانی و خشم رو تو صورتش دیدم !

راوی : ات دختره از اوجا (پیش سوجون) برده بود و بردش توی سرویس بهداشتی(چصی چصی چصی😂)
دست صورتش رو شست و یکم باهاش حرفای مثل نگران نباش و ترس من هستم و...
خماریییی
این پارت یکم زیاد شد ولی خب 😀
خوشتون اومد حمایت کنید عشقولیااا😘
دیدگاه ها (۰)

فالوشههه و همچنین حمایتتت🙏🏻💫ایدی زیبامون: https://wisgoon.co...

مافیای من Prt 1ویو ات * عاااممم (خمیازه)، صبح با الارم...

☆راند اخر ☆part 26ات: لینا تو دوست پسر نداری؟ لینا: عشقم همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط