{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و خداوند به خلق تو تأمل کرده است !

و خداوند به خلق تو تأمل کرده است !
که به ناز نفست باغچه ها گل کرده است
ما فقیریم فقیر دل بی رونق خویش
و تورا عشق و جنون غرق تجمل کرده است
چشم های تو نه آهوست نه گرگی تشنه!
گرچه چشم همه را مات تزلزل کرده است
هر طرف می گذری کاخ به کوخی تبدیل -
شده از فرط خجالت ، وغمت گل کرده است
نه وفاقی نه قراری! هرچه بوده است غمی
هرکسی از تو به دل داشت تحمل کرده است
گردش روز وشب ماست مگر چشمانت
که خداوند تورا مرز تعادل کرده است
یک طرف ماه رخی نیمه ی دیگر خورشید
هر طرف روی تورا دور تسلسل کرده است
چه کسی گفته تسلسل شده باطل وقتی
صبح وشب با تو خداوند تغزل کرده است .
می پرم از لبه ی بام اگر تیر غمت
بر شکار دلم از عمد تعلل کرده است .
و خدا خواست تورا پیش خودش جا بدهد
که مرا پیش قدم رنجه ی تو پل کرده است
سید مهدی نژادهاشمی
دیدگاه ها (۱۲)

در سرزمینی زندگی میکنم که وقتی کسی میمیرد میگویند راحت شد .....

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارمتو را به خا...

کاش میشدخویشتن رابشکنیم یکشب این تندیس تن رابشکنیم. بشکنیم ا...

سخت میترسیدم از آنکه من از جنس شیشه باشم و شکستنی و تو از جن...

پارت ۱۰ساسکه کف رفته بود توی چشم هایش، دقیقا توی بدترین زمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط