{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر : سردمه

دختر : سردمه
پسر : پاشو یه چیزی بپوش
دختر : نه خیلی سرده
پسر : یه پتو بیار جلوی بخاری بنداز رو خودت
دختر : نه اونجوری فایده نداره ، خونه که بودم موقع سرما مامانم منو بغل میکرد
پسر : همین مونده مادرتو بیاریم خونمون
.
.
.
.
.
.
کلید اسرار - پسر نفهم
دیدگاه ها (۴)

رفتم مسجد دیدم یه پیرمرده داره اشتباهی وضو میگیره .. منم گفت...

پسر: سلام گلم چطوری؟ دختر: سلام، اصلا خوب نیستم، برام خواستگ...

حق این دانش آموز صفر است یا بیست؟...1-درکدام جنگ ناپلئون مر...

همراه بیمارکیست؟... .موجودی است که بر روی صندلی تاشو زندگی م...

ReconciliationPart ¹حالم بد بود و داخل پتو به خودم پیچیده بو...

شاگرد لوس من پارت 17جونگکوک و تهیونگ همنطوری قدم زنان رفتن ب...

رمان عشق من واقعیه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط