{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می آیی

می آیی
یک شب،
رو به آسمان دراز بکشیم......
تو ماه را رصد کنی
من چشمان ماهت را ؟
می آیی
گم شویم میان تاریکی شب ؟
تو ستاره ها را بشماری
من موهای مشکی ات را ؟
راستی .......
وسط رویاهایمان خوابت نبرد ،
چشمان ماهت را که ببندی
من و ستاره ها 
باهم
خانه خراب می شویم........
دیدگاه ها (۴)

زیر باران هیچ قلبی خالی از یک عشق نیستنمره عاشق شدن در زیر ب...

چرا تو ...تنها تو ..چرا تنها تو از میان آدمیان هندسہ ے حیات ...

هوایم را داشته باش........ من، خودم را به باد داده ام،برای ت...

مرهم زخم های کهنه ام کنج لبان توست ! بوسه نمیخواهم ...

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل پنجم: هم‌آیی...

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۶ در طبقه بالاتر، آن...

### 🖤 پارت اول: سایه‌ای در مهبارون مثل شلاق به شیشه‌های ماشی...

beach 𝖕𝖆𝖗𝖙5ویو ته‌یونگشب شد. آسمون پر از ستاره. ته‌یونگ شمع‌...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②④_بخش دوم_کنارم می‌ایستد.برای د...

باهم برید حموم ؟پارت 2 (سناریو_ توکیو ریونجرز _باجی )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط