ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#ᎮᏗᏒᏖ_22. 🌻 📒 💛
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خندمو جمع کردم و گفتم
>تموم نشد این بساب بسابا؟
با بهت بهم خیره شد سریع بلند شدو خودشو مرتب کرد
+ببخشید ساران
یک تای ابروم رفت بالا
>چی؟ساران؟چطور جرعت میکنی منو با اسم صدا کنی؟
چشاش دودو میزد مردمک چشمش میپرید
اروم سمتش قدم برداشتم تکون نخورد میخواشت بگه ازت نمیترسم ولی چشاش زیر نویس بود کاملا
چونشو لای دوتا انگشتم گرفتم و فشردم و از لابه لای دندون های کیلیک شدم گفتم
> دفعه ی بعدی ببینم منو با اسم صدا کردی
سیلی زدم تو گوشش که دستم درد گرفت
> این میشه جوابت
با بهت بهم زل زد چشمای قهویشش پر شده بود از اشک دلم سوخت براش چفدر گناه داشت
>از این بعد میگی اقا
+چش..چشم اقا
>نشنیدم
یکم بلند تر گفت
+چشم اقا
>بلند تررر
اینبار با اشک و بغض داد زد
+چــــشم اقـاا
بیرون رفتم از اتاق باید حد خودشو بدونه این رامی هم نمیدونم کدوم گوری رفته
گوشیمو در اوردم و همونجوری که از خونه میزدم بیرون بهش زنگ زدم
ـ بلو اله؟
>هعی دلقک کجایی؟
ـ من الان شرکتم
>عه منم دارم میام چخبر از عشفت
ـ بویی بسمالله عشفم؟
>اره اقا سهند
ـ واویلا که ساران خدا بزنتت
جدی شد.و گفت
ـ ببین یسری چیزا فهمیدم ولی باید بیایی یعنی حضوری بهتر میتونم بگم
>من.امدام وای وای من آمدام
⛥   (\(\
    („• ֊ •„)  ♡
┏━∪∪━━━━━━┓
    
┗━━━━━━━━━┛
دیدگاه ها (۳)

چندپارتی جونگ کوک

𐙚 پارت ⁴ | ویو نامرامعلم عینکش رو کمی بالاتر داد و به سمت تخ...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۸۷ | آخرین اجرای م...

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏 ⊹˚₊𐙚🌷 ویو آت | فرودگاههشت سال...هش...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۸ سانیار . چند دقیقه پیش .وقتی م...

چند پارتی بازی ممنوع

رمان اسیر خان پارت هشتم 8

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت چهارصدای سوون توی فضای عمارت پی...

پارت هشتم《کلنجار》《Custom kiss》تا اینکه صدای اومد...تق...آخ.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط