{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیبایی اگر آنسوی دنیا برود

زیبایی اگر آنسوی دنیا برود
چشم باید به همانسو به تماشا برود

دیده از دور دو دریای مجاور با هم
چشم من می شکند پنجره را تابرود

بارها سنگ به پیشانی شوقش خورده
رود اگر خواسته از دره به دریا برود

سرنگون گشتن فواره به ما ثابت کرد
آب می خواسته با واسطه بالا برود

آی مردم به خدا آب زلال است زلال
بگذارید خودش راه خودش را برود

کدخدا گفته که تا کار به دعوا نکشد
یکی از این دونفر باید از اینجا برود

کدخدا گفته که این دهکده عاشقکده نیست
هرکه عاشق شده از دهکده ی ما برود

کوزه بردوش سر چشمه نیا با این وضع
باید از دهکده یک دهکده رسوا برود

باز پیراهن گلدار به تن خواهی کرد
صبر کن از سر این گردنه سرما برود ..
دیدگاه ها (۶)

با رقیبان سخن از کشتن ما می گویدکشتن آنست که با غیر سخن می گ...

‌خداوند شعر را آفریدتا هیچ رفتنی بی پاسخ نماند !

بیش از اینها، آه، آریبیش از اینها میتوان خاموش ماندمیتوان سا...

جادویی عشق part 29 پارچه رو روي سر و صورتم کشیدم و تند قدم ب...

سلامچطورین؟ امیدوارم حالتون خوب که نه عالی باشه[ازمایشگاه سر...

chance againpart : ⁴نور سفید همه جا رو روشن کرد ، باد با صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط