داستانی جالب : یک روز اقا درجمعی از دوستان و مسعولین پس ا
داستانی جالب : یک روز اقا درجمعی از دوستان و مسعولین پس از اتمام جلسه بررسی مشکلات جامعه و مردم مطلبی رو مطرح کردند ب این مضموم ک یک جوانی هست ک تحصیلات داره کارداره اخلاقش هم تایید شده است و بدون وابستگی ب خانواده و شغل پدرش روی پای خودش ایستاده ایا تو این جمع کسی هست با این شرایط این جوان بهش دختر بده؟ همه حضار ساکت بودن و بهم نگاه میکردن ک جناب حداد عادل قبول کردن ک دخترشون را ب این پسر بدهند پس از اعلام رضایت جناب حداد عادل رهبر فرمودن اون پسر پسر من بود ...پس از این جمله خیلی از مسعولان دیگر نیز رضایتشان را اعلام کردن ولی رهبر نپذیرفتند
- ۳۲۷
- ۱۰ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط