{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی از پسران هارون‌الرشید پیش پدر آمد خشم‌آلود، که سرهنگ‌

یکی از پسران هارون‌الرشید پیش پدر آمد خشم‌آلود، که سرهنگ‌زاده مرا دشنام مادر داد. هارون ارکان دولت را گفت: جزای چنین کس چه باشد؟ یکی اشاره به کشتن کرد و دیگری به زبان بریدن و دیگری به مصادره و نفی. هارون گفت: ای پسر کرم آنست که عفو کنی و گر توانی تو نیزش دشنام مادر ده. نه چندان‌که انتقام از حد گذرد انگاه ظلم از طرف ما باشد و دعوی از قِبل خصم .
نه مرد است آن به  نزدیک  خردمند    که با پیل دمان پیکار جوید
بلی مرد آنکس است از روی تحقیق  
که چون خشم آیدش باطل نگوید
………………………………
دیدگاه ها (۱۷)

پیری رسید و موسم طبع جوان گذشت ضعف تن از تحمل رطل گران گذشت ...

مثل شعری قابل تحسین که بی تشویق نیستهیچ خطی مثل ابروی تو نست...

idiom

زندگی کوتاهه...شاگردی از استاد خود پرسید: خواهش می‌کنم به من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط