{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۷ "اخر"

پارت ۷ "اخر"
یک ماه بعد_نویسنده کارن:
یک ماه از اون موضوع گذشته بود و الان یونگی و جیمین کاپل بودن.یونگی فقط و فقط برای اینکه جیمین بتونه به علاقه اش یعنی رقصیدن ادامه بده یه استدیوی همه چی تموم برای جیمین خریده بود تا راحت باشه.و شاید بپرسید اون روز وقتی جیمین به اون ادرس رفت چی شد؟خب باید بگم اون ادرس کلاب نبود و ادرس خونه ی یونگی بود و جیمین وقتی رفت اونجا با یونگی نماز خوندن.و اره خواستم بگم که بعضی وقتا یسری روابط با چیزای کوچیکی مثل یه شب کلاب رفتن و یه دسته گل شروع میشه.پس خیلی سخت نگیریم.
دیدگاه ها (۳)

ناناز بلا هاب کارن،فعلا این یونمین رو داشته باشید تا من دستن...

پارت ۶یک هفته بعد_ساعت ۳ و ۲۲ دقیقه ظهر_جیمین:داشتم ناهار ام...

پارت ۵ساعت ۱۳ و ۳۶ دقیقه_جیمین:چند بار دستگیره ی در رو کشیدم...

پارت ۶ "اخر"یک ماه بعد_نویسنده "کارن":یک ماه از اون اتفاق گذ...

پارت ۲ساعت ۹ و ۳۲ دقیقه شب_نویسنده "کارن":حدود ۳ ساعتی بود ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط