{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز کودکی از گرسنگی مرد

دیروز کودکی از گرسنگی مرد
دردناک تر از آن مادرش بود که بخاطر تکه ای نان کلیه اش را فروخت
راستی..زیارت همسایه شان قبول!
تازه از مکه بر گشته بود!
دیدگاه ها (۷)

دلم تنگه برات آخه کجایی؟؟بگو تو مثله من طاقت نداریدارم حس می...

گفت جبران میکنم،گفتم کدام را؟عمر رفته را؟روی شکسته را؟دل مرد...

هوایت دستان سنگینی داشتوقتی به سرم زد فهمیدم...

دنیا عجب جایی شده...

#حکایت_قدیمی «سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه»در زمان...

🔴 حداد عادل: به دلیل شرایط جنگ، فعلا نمی‌توانیم آن‌طور که با...

رمان انفجار و امید

★彡   Part 63 彡★ با برخورد شدید نور خورشید چشم هام رو باز کرد...

جنگل نفرین شده پارت ۷

پارت ۵۱ — چیزی که برگشتچند ساعت از بیدار شدن یورا گذشته بود....

A friend of loneliest timeP4با باز شدن در ، دراکو مستقیما ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط