{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق این متنم

عاشق این متنم
یه شب که خیلی دلتنگش بودم بالشمو بغل کرده بودم داشتم خاطراتمونو مرور میکردم...
با خودم گفتم الان باکیه؟؟ کجاس؟ چی پوشیده؟
به عکساش خیره شدم...
دیدم پیام دارم... نگاه کردم خواستم نخونده پاک کنم چون حوصله ی هیچکیو نداشتم...
اما تا چشمم به فرستنده خورد درجا خشکم زد...
چندبار اسمشو خوندم....
تمام خاطراتش اومد جلو چشمم....
حتی اخرین حرفش که بهم گفت بزن به چاک...
خواستم پاک کنم اما چشمم به متنش افتاد...
نوشته بود «دوست دارم دیوونه»
با این حرفش تمام گذشته رو فراموش کردم...
نوشتم «منم دوست دارم عشقم»
با لبخند اومدم دکمه ی ارسالو بزنم...

.
.
.
.
نوشت «ببخشید اشتباه شد»
دیدگاه ها (۱۲)

کودک درون خخخخخ

تاب تاب عباسى یادش بخیراون بازی.. هربارقسم میدادم ...

یک وکیل برای دفاع از مردی که متهم به سرقت بود دفاعیه جالبی ر...

سهراب امشب خیلی دلم گرفته خانه دوست پیشکشت شانه هایت برای گر...

فیک کوک فصل ²پارت²ولی اینبار گریه هاش از روی خوشحالی بود نه ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

#in_your_eyespart_9۷ویو کایلافردای اون روز..از همون لحظه‌ای ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

فرشته های من اومدم خودمو معرفی کنم... اگه نخونی قهرم.. ببینی...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 148♡⁠。⁠)⁩کالسکه...

★彡   Part 15 彡★ صدای نوتیف پی در پی گوشی روی مخم رژه میرفت.و...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۲" در آغوش رویای آبی ات "...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت دوم: تقدیم به یک معامله‌ی سیاهبا د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط