{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابا بزگم داشت تعریف میکر میگفت زما شا که اینطوی نب

‏بابا بزﺭگم داشت تعریف میکرﺩ میگفت زماﻥ شاﻩ که اینطوﺭی نبوﺩ , پول بوﺩ , کار بوﺩ , همه دلشون خوش بوﺩ , تفریح ﺩﺍشتن
‏گفتم چرﺍ انقلاب کرﺩید پس؟ گفت به تو چه.
دیدگاه ها (۴)

من خیلی سعی کردم بد نباشمولی بد بیشتر سعی کرد

گاهی فقط خیالی هستیم در ذهن آدم ها‌

خانه ام ابریست اماابر بارانش گرفته استدر خیال روز های روشنم#...

(´•̥﹏•̥`)

پارت ۷ ویو کوک با تعجب به حرفاش گوش میکردم ولی راست میگفت ما...

رمان عضو هشقتم بی تی اس

بـــه نـــام خــداونــد اسم رمان : عشق همراه با قدرتپارت اول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط