{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق در تاریکی

عشق در تاریکی11.
قط کردم و به ملینا پیام دادم
+ لوکیشن بفرست
* باشه (...)
لوکیشن فرستاد بلند شدم و میز جمع کردم بعد ظرفا رو شستم و رفتم طرف اتاقم صبح دوش گرفته بودم پس لارم نبود یه لباس اسپرت پوشیدم و یه میکاپ خیلیی ساده انجام دادم موهامو یه برس کشیدم و بعد رفتم بیرون یکی از ماشین های جونیور ورداشتم و به طرف لوکیشن حرکت کردم بعد چند مین رسیدم وااای خدا ملینا راست میگفت اینجا رسما قصره خیلی بزرگ و شیک بود داشتم به عمارت رو به روم نگاه میکردم ک یکی از بادیگارد های جلوی در امد سمت ماشین و به شبک زد شیشه رو دادم پایین و گفت
؟ میتونم کمکتون کنم؟ با کی کار دارین؟
+ عااا خب من دوست خواهر آقای جئون هستم
؟ بله بفرمایین
و در رو باز کردن با ماشین رفتم داخل ک یه مرد دیگه امد سراغ ماشین و در رو برام باز کرد و گفت
؟من ماشین رو پارک میکنم بفرمایین
+ خیلی ممنون
سویچ دادم و پیاده شدم رفتم طرف در و در زدم ک ملینا باز کرد و پرید بغلم
* خوش امدییی
+ ممنونم خدای من باورم نمیشه چقدر اینجا بزرگه
* گفتم ک 😏
* بیا بریم داخل
+ باش
رفتیم و روی مبل تو حال نشستیم داشتم به اطراف نگاه میکردم ک یه زن با یه سینی توی دستش ک 2 لیوان آب پرتقال بود امد طرفمون
؟ بفرمایید چیز دیگه ای لازم ندارین؟
*،+ نه ممنونم
؟ خواهش میکنم
و رفت
* خب تعریف کن
+ چیو؟
* دیشبو چه اتفاقی افتاد ک رفتین
+ هاا اون خب اتفاق خاصی نیوفتاد ( همه چیز رپ بهش میگه)
* اوووو فعک کنم داداشم روت کراشه
+ چی میگی بابا اولا مست بود دوما دوست دختر داره
* داشت دیشب بعد اینکه تو رفتی سرویس کات کرد
+ اوه چرا؟
* اینشو منم نفهمیدم ولی بهتر کلا از اون دختره خوشم نمیومد...
دیدگاه ها (۲)

عشق در تاریکی12.* اینشو منم نفهمیدم ولی بهتر کلا از اون دختر...

عشق در تاریکی 13.دوباره بیکار شدیم رفتم نشستم رو مبل و رفتم ...

عشق در تاریکی10.امدم داخل و یه راست رفتم تو اتاق رو تخت خیلی...

عشق در تاریکی پارت9._ بریم؟+ اهم و جلو تر از من حرکت کرد وقت...

عشق در تاریکی۴.رفتم سمت میز آرایش و موهامو کامل خشک کردم و د...

عشق در تاریکی19.جونیور هنوز نیومده بود سریع رفتم حموم یه دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط