از من که با صدای بلند
از من که با صدای بلند
می خندم
زیاد حرف می زنم
هی راه می روم
هی پا می کوبم
نرنجید
به خدا چیزی در دلم نیست
این بلایی ست که تنهایی
به سرم آورده
به من از کودکی یاد دادند
وقتی کسی کنارم نیست
خودم با خودم حرف بزنم
سر چیزی بحث کنم
وسط گریه بخندم
بروم بیایم
مثلا
خانه شلوغ است
(رسول ادهمی)
می خندم
زیاد حرف می زنم
هی راه می روم
هی پا می کوبم
نرنجید
به خدا چیزی در دلم نیست
این بلایی ست که تنهایی
به سرم آورده
به من از کودکی یاد دادند
وقتی کسی کنارم نیست
خودم با خودم حرف بزنم
سر چیزی بحث کنم
وسط گریه بخندم
بروم بیایم
مثلا
خانه شلوغ است
(رسول ادهمی)
- ۱.۴k
- ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط