{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"غروب خورشید

"غروب خورشید
بر زمین های بی حاصل
و نبض
ایستاده در رگِ کوه
دهان باد آتش می گرفت
بی هیچ حرفی
در جستجوی رد پای رود..
سر مرگ را حوصله می برد
تا انتهای سوسوی ستاره ای سیاه
و شب با تمام وجود عاشق شده بود.."
دیدگاه ها (۲)

همیشه در حالی که...یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده!یه عالمه اشک...

داشتم توی یه خیابونی رد میشدم همینطور که میرفتم اون طرف خیاب...

مطمـئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست داردچون در هر بهار ب...

خدایا دستانم را بگیر، جاده ی پیش رویم بسیار لغزنده است و من ...

#سایه_های_نقره_ای ✨پارت پنجم: برخورد در اعماق تاریکیبا حرکت ...

مرتد

مرتد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط