پارت³
پارت³
ویو الیسا:
خواستم پاشم ولی سرم گیج رفت داشتم میافتادم که دیدم یکی بازومو گرفت...
✦:چچچ ک..ک..کو...کوک * سریع پاشد خودشو جمع و جور کرد ولی پاهاش هنوز میلرزید*
علامت کوک+
+ خوبی؟ چیزیت نشد که
✦: ب..بل...بله خ...خو...خوبم
+ خوبه مواظب باش
✦: چ..چش..چشم
+ *رفت*
بادیگارد/: جناب جئون شما نباد به اون دختر دس میزدین الان همه شایعه درمیارن که باهمین
✦: چ..چیی ن..نهه اه ریدم تو لکنت گرفتنم * زیر لب*
✦: چ...چییی ن..نههه من فقط یه ادم معمولیمممم
بادیگارد/: جناب کوک قهوهتون حاضر شد،بریم الان کلی ارمی میریزه
+ باشه بریم
✦: *خواس بگه امضا و عکس میخواد ولی تا خواست دهنشو وا کنه کوک رفت*
✦: هوففف دست بادیگارد درد نکنه که منو نجات داد وای ولی استرس اصلی تو کنسرت شروع میشه من تو 3D باید یقه کوکو بگیرمو بیارمش نزدیک و تو seven باید کلا نزدیک کوک شم واییییی
✦: ولی تتو منو ارمیمو دید؟؟
ویو کوک بعد خارج شدن از کافه:
جالبه دختره ارمی بود
حالا فهمیدم چرا منو دید اینجوری رفتار کرد...قهوه پریدن تو گلوش،سوختن زبونش لرزش پاهاش
✦: بهتره منم دیگه برمممم
برش زمانی به خونه الیسا
✦: من اومدم * بیحال ولی یه ذوقی تو صداش بود*
ل/: خوش اومدی،چرا دیر اومدی...چیشده یه ذوقی تو صدات هسسس
✦: لیلی نگو نگو دارم میمیرم
ل/: چیشدههههه
✦: امروز کلا ریدم یعنی پیش کوک ابرو نموند
ل/: واا چراا...چیییی کوکککک کوکو دیدیییی چیشد تعریف کن ببینممم
ویو الیسا:
خواستم پاشم ولی سرم گیج رفت داشتم میافتادم که دیدم یکی بازومو گرفت...
✦:چچچ ک..ک..کو...کوک * سریع پاشد خودشو جمع و جور کرد ولی پاهاش هنوز میلرزید*
علامت کوک+
+ خوبی؟ چیزیت نشد که
✦: ب..بل...بله خ...خو...خوبم
+ خوبه مواظب باش
✦: چ..چش..چشم
+ *رفت*
بادیگارد/: جناب جئون شما نباد به اون دختر دس میزدین الان همه شایعه درمیارن که باهمین
✦: چ..چیی ن..نهه اه ریدم تو لکنت گرفتنم * زیر لب*
✦: چ...چییی ن..نههه من فقط یه ادم معمولیمممم
بادیگارد/: جناب کوک قهوهتون حاضر شد،بریم الان کلی ارمی میریزه
+ باشه بریم
✦: *خواس بگه امضا و عکس میخواد ولی تا خواست دهنشو وا کنه کوک رفت*
✦: هوففف دست بادیگارد درد نکنه که منو نجات داد وای ولی استرس اصلی تو کنسرت شروع میشه من تو 3D باید یقه کوکو بگیرمو بیارمش نزدیک و تو seven باید کلا نزدیک کوک شم واییییی
✦: ولی تتو منو ارمیمو دید؟؟
ویو کوک بعد خارج شدن از کافه:
جالبه دختره ارمی بود
حالا فهمیدم چرا منو دید اینجوری رفتار کرد...قهوه پریدن تو گلوش،سوختن زبونش لرزش پاهاش
✦: بهتره منم دیگه برمممم
برش زمانی به خونه الیسا
✦: من اومدم * بیحال ولی یه ذوقی تو صداش بود*
ل/: خوش اومدی،چرا دیر اومدی...چیشده یه ذوقی تو صدات هسسس
✦: لیلی نگو نگو دارم میمیرم
ل/: چیشدههههه
✦: امروز کلا ریدم یعنی پیش کوک ابرو نموند
ل/: واا چراا...چیییی کوکککک کوکو دیدیییی چیشد تعریف کن ببینممم
- ۱.۵k
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط