{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

nemeراز پشت دیوار

neme:راز پشت دیوار
p:8
.
.
.
.
.
.
.
.
+باشه
_افرین دختر خوب
..فلش بک به درون ماشین..
..از زبان ا.ت..
رفتیم دنبال دوست دختر آقای جئون کوک
اون دوتا جلو نشسته بودن و من پشت
و این واقعا عذابم میداد ...ص.ب کن این منم نکنه نه ..نه..امکان نداره ..بغض..
چرا انقدر زود اتفاق افتاد ....
..ویو کوک..
داشتم با کامیلا درمورد فردا صحبت می کردم که یادم اومد فردا یه روز مهمیه
_راستی کامیلا ....
&بله..ناز و اشوع..
_فردا یه مهمونی مهمی دارم باید باهام اونجا باشی..
..ویو کامیلا..
..وای بد بخت شدم فردا قراره با تهیونگ برم سر قرار بهش قول دادم باهاش ازدواج میکنم
اخ عجب بد بختی شدم شبشم که قراره برم پیش هوپی قراره باهم وقت بگذرونیم ..
&عزیزم فردا که قراره با خانوادم بریم سفر آمریکا نیستم میتونی خودت تنهایی بری
_خیلی خب..دختره ی احمق ..
&چیزی گفتی عزیزم
کوک به حرف کامیلا توجه نمیکنه
..از زبان راننده یا همون بادیگارد..
بالاخره رسیدیم یه جای پارک پیدا کردم و ماشین رو اونجا پارک کردم
..از زبان کوک ..
پیاده شدم در رو برای کامیلا باز کردم ا.ت هم خودش پیاده شدکه یهو پاش پیچ خورد و افتاد نمیدونم چرا که یهو دست اون هر.زه رو ول کردم و رفتم پیش ا.ت
پاش خیلی کبود شده بود کم کم دیدم که عین ابر بهار داره گریه میکنه برای یک لحظه دلم براش ضعف رفت
..از زبان ا.ت ..
از ماشین پیاده شدم داشتم به کوک و کامیلا نگاه میکردم که یهو افتادم کوک سریع اومد پیشم که یهو اشکم در اومد اخه خیلی درد داشت
که یهو.........
بچه ها این هدیه روز دختر ببخشید دیر شد😊💫
دیدگاه ها (۰)

neme:راز پشت دیوارp:9........که یهو کامیلا اومد نزدیک و کیفش...

meme:راز پشت دیوار p:10........مکالمه ا.ت و تهیونگ+الو تهیون...

P¹زمان همه چیز را تغییر می‌دهد ویو ا/ت از خواب بیدار شدم بدن...

خونآشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط