nemeراز پشت دیوار
neme:راز پشت دیوار
p:9
.
.
.
.
.
.
.
.
که یهو کامیلا اومد نزدیک و کیفشرو اورد بالا تا بزنه به من که کوک جلوش رو گرفت و گفت:
_دختره ی هرزه چطور جرعت کردی دستت بهش بخوره
&تو چطور جرعت کردی جلوی چشم دوست دخترت به یه هرزه دست بزنی
_هع دوست دختر ؟تو بیشتر شبیه زیر خواب هایی تا دوست دختر
&حرف ..
تا اومد حرف بزنه بادیگارد اومد بردتش
+کوک
_تو الان چی گفتی؟؟!!
+ببخشید آقای جئون کوک
_تو الان به من گفتی کوک..جدی ..
+ب..بخشی...
کوک مهکم بغلش میکنه
و ا.ت هم داخل آغوش گرم کوک گم میشه
+آقای جئون میشه امروز زود تر خونه برم
_خونه بری..نیشخند..
+.......
_باشه برو ..جدی ..
ولی یادت باشه کوچولو دیگه نمیزارم از دستم فرار کنی
وبعد بوسه ای کوتاه روی لب های ا.ت میزاره
و خودشو خم میکنه ودر گوش ا.ت میگه فردا تو به عنوانه دوست دخترم به یه جشن میای ساعت ۸ میام دنبالت فهمیدی..جدی ..
+با..شه
_آفرین دختر خوب حالا میتونی بری
+چ..چشم
ا.ت به تهیونگ زنگ میزنه و .........
p:9
.
.
.
.
.
.
.
.
که یهو کامیلا اومد نزدیک و کیفشرو اورد بالا تا بزنه به من که کوک جلوش رو گرفت و گفت:
_دختره ی هرزه چطور جرعت کردی دستت بهش بخوره
&تو چطور جرعت کردی جلوی چشم دوست دخترت به یه هرزه دست بزنی
_هع دوست دختر ؟تو بیشتر شبیه زیر خواب هایی تا دوست دختر
&حرف ..
تا اومد حرف بزنه بادیگارد اومد بردتش
+کوک
_تو الان چی گفتی؟؟!!
+ببخشید آقای جئون کوک
_تو الان به من گفتی کوک..جدی ..
+ب..بخشی...
کوک مهکم بغلش میکنه
و ا.ت هم داخل آغوش گرم کوک گم میشه
+آقای جئون میشه امروز زود تر خونه برم
_خونه بری..نیشخند..
+.......
_باشه برو ..جدی ..
ولی یادت باشه کوچولو دیگه نمیزارم از دستم فرار کنی
وبعد بوسه ای کوتاه روی لب های ا.ت میزاره
و خودشو خم میکنه ودر گوش ا.ت میگه فردا تو به عنوانه دوست دخترم به یه جشن میای ساعت ۸ میام دنبالت فهمیدی..جدی ..
+با..شه
_آفرین دختر خوب حالا میتونی بری
+چ..چشم
ا.ت به تهیونگ زنگ میزنه و .........
- ۱۳۱
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط