{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با دوست دخترم رفته بودم یه رستوران شیک

با دوست دخترم رفته بودم یه رستوران شیک
نمکدونش از این پیچوندنیا بود
هی تکونش میداد
نمک نمی اومد
خیلی آروم تو گوشش گفتم: بپیچونش...
اونم اول یه نگاه به دور و برش کرد و بعد نمکدونو گذاشت تو کیفش!











یاد امام و شهدا
دل و میبره کرب و بلا
دیدگاه ها (۸)

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟒ویو آنیا کوک همینجوری حرصم میداد که دی...

سناریو جونگکوک

رمان

#in_your_eyespart_87ویو کایلاوقتی خریدام تموم شدبه سمت خونه ...

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣27🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)(پانزده دقیقه از فهمید...

سناریو بلولااااک

رومان روز برفی (پارت8)از زبان اتواقعا خیلی آروم بود خوابش بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط