ساکتم
ساکتم
هیچ نمیگویم
نمیخندم
اشک نمیریزم
صدایم را خفه کرده ام میان نوشته هایم
به تو زنگ نمیزنم
پیام نمیدهم
پیغام نمیفرستم
در عطش دیدن تو میسوزم
لیک
آب نمیخورم
به چند چیزی که نگاهم افتاده این مدت
قلم و کاغذ است و در و دیوار اتاق
من حتی به عکسهایت
نگاه هم نمیکنم
مثل کسی که روزه گرفته باشد
و دیدنت باطلش کند
هرگز این گناه را تکرار نمیکنم
دلم تنگه تنگ است
مُشتی نُقل نذر کرده ام
ولی چشمم آب نمیخورد
این نذر هم آخرش
مشکل گشا نمیکند
#پروانه_اکبری
هیچ نمیگویم
نمیخندم
اشک نمیریزم
صدایم را خفه کرده ام میان نوشته هایم
به تو زنگ نمیزنم
پیام نمیدهم
پیغام نمیفرستم
در عطش دیدن تو میسوزم
لیک
آب نمیخورم
به چند چیزی که نگاهم افتاده این مدت
قلم و کاغذ است و در و دیوار اتاق
من حتی به عکسهایت
نگاه هم نمیکنم
مثل کسی که روزه گرفته باشد
و دیدنت باطلش کند
هرگز این گناه را تکرار نمیکنم
دلم تنگه تنگ است
مُشتی نُقل نذر کرده ام
ولی چشمم آب نمیخورد
این نذر هم آخرش
مشکل گشا نمیکند
#پروانه_اکبری
- ۱۶.۰k
- ۰۹ آبان ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط