{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌رسد و

می‌رسد و
می‌ گذرد زندگی
آه که هر دم نفسی هست و نیست

حسرت آزادی‌ام از بند عشق
اول و آخر هوسی هست و نیست
دیدگاه ها (۰)

اینجا هنوز کسی‌ستکه به‌اندازۀ هزاران‌نفر، نیستو جایش روی تما...

یک روز دیگر کم شد از عمرت! مبارک بادامروز قدری کمتر از دیروز...

ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیربه کمند تو گرفتار و به...

آه از عشقکه میانِ دو لب، اعتراف می‌شودو میانِ دو دستحسرت ..ز...

روزنامه اطلاعات:کالابرگ دیگر گره‌گشا نیست؛ تدبیر دیگری باید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط