{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستهایش را که در عکس افتاده بود...

دستهایش را که در عکس افتاده بود...
دو دستی گرفتم...
می توانم با شما قدم بزنم؟...
دستهایش را می گیرم...
و برعکس راه می رویم...

عکس از #بهادرآذری
شعر از #علی_عبدالرضایی

@SHOQ_PARVAZ
دیدگاه ها (۶)

کاش بلد بودیمعاشق خودمان شویمخود ماعجیب لایق دوست داشتن است!...

عشق مثل همین بادهای کویریست، مگر نیاید، وقتی آمد چشم ها را ک...

shalvaresh khoshkeledosesh daram....

رسیدن...یقینا شیرین ترین فــعل این قند زبانِ پارسی ست...مثل....

چپتر اول دروغ شیرین قدم پشت قدم می گذارم با سرعتی که نه دوید...

Part:46. #ریاست.عشقویو اتبا...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 تو را می خواهم و دانم که هرگز به کام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط