#سه_پارتی

#سه_پارتی
#درخواستی
پارت پایانی

دکتر: ببین عزیزم نگران نباش تو این آزمایش رو انجام بده بعد همه چی مشخص میشه

ات: باشه

ات و جیمین باهم به آزمایشگاه بیمارستان میرن و ات کارش رو انجام میده

ات چون کم‌خونی داشت و الانم ازش خون گرفتن سرش گیج میرفت و حالش بدتر شده بود

جیمین: ات میخوای چیزی بخوری؟
شاید فشارت پایینه

ات: نمیدونم چمه

جیمین: اهان یادم اومد، تو مگه کم خونی نداری
الانم که ازت خون گرفتن حالت بده عزیزمم

ات: اوممم🤔

جیمین: فعلا بیا کمکت کنم راه بری تا جواب آزمایش رو به خانم دکتر بدیم ☺️🦋🐳

ات: باش

جیمین و ات جواب آزمایش رو به دکتر نشون میدن دکتر کمی به کاغذ نگاه میکنه و بعد یه نگاهی به ات می اندازه

دکتر: ات جان عزیزم میشه روی تخت دراز بکشی؟

ات: هان؟!
بچم تو باغ نیس😂

جیمین: ات عزیزم برو رو تخت دراز بکش

ات: اهان باشه

دراز میکشه و دکتر میاد و معاینه اش میکنه و روبه جیمین میگه

دکتر: آقای پارک جیمین بهتون تبریک میگم
(بعد روبه ات میگه)
مبارک باشه مامان کوچولووو😉😘🥰


ات و جیمین: جااااان؟ چیییی؟ !!!!!!!!!


دکتر: الان خانم ات یه نی/نی تو دل/ش داره

جیمین:(خر ذوققققق)
ممنون خانم دکتر

دکتر: خواهش میکنم
"بعد میره"

(چند سال بعد)

"ویو جیمین"

بعد از ۹ ماه حام/لگی ات بالاخره نی/نیمون به دنیا اومد البته به لطفا زحمت اون شب من😈🔞

اسمش لیا عه و الان 3 ساله شه
من سعی میکنم بابای خوبی براش باشم
و ات هم سعی میکنه مامان خوبی براش باشه

چون اولین بچمونه ات خوب بلد نیست کاری بکنه و بعضی وقت ها هم از شدت خستگی خوابش میبره😅🙃🙂

جیمین: سلام لیا کوچولو

لیا: سلام باباییی🫂💋
بابا من مامان رو گاز گرفتمم😇😊☺️

جیمین: چهههه؟!
الان مامان کو؟

لیا: اوناهاشش

ات: عرررررررر😭😭😭

جیمین: ات گریه نکن ب/یب بیا بغلمم🫂

لیا: بابا، مامان رو بیشتر از من دوست داره
عرررررر😭😭😭😭

جیمین: ای خدااااااا
دیدگاه ها (۰)

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

دوپارتی درخواستی

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

پارت 13رمان ✨عشق مدرسه ای🇰🇷هیونجین: ملکه قلبم بغض نکن رسیدیم...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

𓆩 پارت ۵۲ 𓆪 🖤ات با لبخند از جیمین فاصله گرفت و گفت:— برو باب...

My little princess Part 23ویو ات با حرص روی تخت نشستم همین ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط