هیچ کس ویرانیم را حس نکرد

هیچ کس ویرانیم را حس نکــرد




وسعت تنهائیــم را حـس نکــرد




در میان خنده هـــــای تلخ مــن




گریه پنهـــانـــیم را حـــس نکرد




در هجوم لحظه های بی کسی
درد بی کس ماندنم راحس نکرد
آن کـه با آغـــاز مــن مانوس بود

لحظه پــایـانـیم را حـس نکرد
دیدگاه ها (۴)

گفتـــــی زســـرت فکـــر مرا بیــــرون کنجانـا سرم از فکـر ت...

منمیخواهم به حرف های توگوش دهمامالب هایتنمیگذارد ...#Farshad...

خخخخخخخخ دقیقا اینجوریم

کپی کنخخح

چپتر ۵ _ نقشهاوایل دانشگاه، لیندا خودش را مثل یک سایه نگه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط