{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش میشد این دل بشکسته را

کاش میشد این دل بشکسته را
یک نخی آورد و سوزن کرد و دوخت
هرچه کردم نخ کنم سوزن ولی
این نشد ممکن ، بباید ساخت و سوخت
کار سوزن نیست چون صد تکه است
چرخ خیاطی هم این دل را ندوخت
ای به دل لعنت که با دلسوزی اش
تا شنید از کس کمک جان را فروخت
هر چه گفتم خود فدا کم کن به غیر
سوختش دل بر همه ، بر خود نسوخت
دیدگاه ها (۳)

از میان تمام چیزهایی که دیده ام؛تنها تویی که میخواهم به دیدن...

‍ ‍ سادگی کردم ، سفر بی همسفر ، ممکن نبودپر زدن در آسمان ، ب...

‌یک لحظه زندگی تو از دست می‌رودوقتی کسی که هستیِ تو هست، می‌...

نوروز رسید و غم به پایان نرسیددر قرنِ بلا، مُنجی انسان نرسید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط