{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راوی دکتر تو یه لحظه پودر شد

راوی: دکتر تو یه لحظه پودر شد!
توگا: دابی کون نگفتی پسر کوچکه ی اندوار رو چرا می خوای؟!
دابی: به زودی می فهمی.(رفت کنار شوتو و موهاش رو گرفت(مردیکه کثافت) ) کلی باهات کار دارم...
راوی: شوتو می خواست با یخ بهش حمله کنه که دابی گفت: نه نه نه اگه کاری ازتون سر به زنه وای به حالتون
شیکاراکی: خب دیگه شروع کنید و هر کدوم رو به اتاق تعیین شده ببرید.
بوبایگارا: این پسر بروکلیه چی؟!
شیکاراکی: اون رو بزار همین جا
- باشه
+ توگا تو همین جا پیشه سبزک(خودم از بروکلی خسته شدم 😅) بمون. اسپینر تو و کروگیری و بوبایگارا با من بیادد. دابی با مستر کمپرس برو...
همه: باشه!
راوی: اونا پا های شوتو و کاچان رو باز کردن و اونا رو بردن یه جایه دیگه.
((در همین حال ایستگاه پلیس))
اون پلیسه که دوست آلمایت بود اسمش یادم نمی یاد: عجله کنید! ۳ تا پسر نوجوون تا بیمارستان مرکزی گم شدن! با مشخصات ۱باکوگو کاتسوکی، کوسه ی انفجار و مو های بلوند. ۲ تودوروکی شوتو، کوسه ی نیمه یخ نیمه آتش و مو های سفید و قرمز. ۳ میدوریا ایزوکو، کوسه تیقه ی سرخ و مو های سبز!
دیدگاه ها (۳)

امروز تولد ساسکه ست🥳🥳🥳🥳🥳

🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

😅🤣

بچه ها از پرده سینما یکی فیلم گرفته و تو آپارات گذاشته برای ...

[سناریو شماره ی ۵]نام: غیر منطقیپارت ۱*با کت بلندش که تا زیر...

۶،"هویج کوچولوم"پارت چهارم(چویا)چشمامو بستم منتظر مشت دوم بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط