عاشقت نیستم 🥀
عاشقت نیستم 🥀
پارت 53
هیناتا: میدوریا هی میدوریااااا
میدوریا: اه بله بله چیشده؟!
ـــــ بلند شو داریم میریم
ـــ اه باشه
ـــ چرا انقدر خسته به نظر میای؟! دیشب جایی رفتی؟! چون یلحظه بیدار شدم نه تو بودی نه کاچان
ــــ اه اره رفتیم اب بخوریم
ــ جدی اخه کسی که نخورده بود.
کاچان: چرا اتفاقا اینقدر دیشب اب خوردیم که دیگه داریم میترکیم (اشاره به اون اب)
ـــ خفه شو کاچان
هیناتا میخنده و میره
___ نکنه جیزی فهمیده؟!
___ خب بفهمع!!
ـــ خیلی بیخیالیی
ـــ مهم نیست چون تو بودی که منو کشوندی که اب بخوریم نه!!
ــــ خب درسته که به بهونه اب بردمت اون پشت ولی تو دیگه خیلی خشن بودی
ــــ خب تو اب میخواستی منم بهت دادم 😌
پارت 53
هیناتا: میدوریا هی میدوریااااا
میدوریا: اه بله بله چیشده؟!
ـــــ بلند شو داریم میریم
ـــ اه باشه
ـــ چرا انقدر خسته به نظر میای؟! دیشب جایی رفتی؟! چون یلحظه بیدار شدم نه تو بودی نه کاچان
ــــ اه اره رفتیم اب بخوریم
ــ جدی اخه کسی که نخورده بود.
کاچان: چرا اتفاقا اینقدر دیشب اب خوردیم که دیگه داریم میترکیم (اشاره به اون اب)
ـــ خفه شو کاچان
هیناتا میخنده و میره
___ نکنه جیزی فهمیده؟!
___ خب بفهمع!!
ـــ خیلی بیخیالیی
ـــ مهم نیست چون تو بودی که منو کشوندی که اب بخوریم نه!!
ــــ خب درسته که به بهونه اب بردمت اون پشت ولی تو دیگه خیلی خشن بودی
ــــ خب تو اب میخواستی منم بهت دادم 😌
- ۴۰۶
- ۱۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط