{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۳
ات خوابیده بود
رفتم لپشو ماچ کردم خواستم برم که
(بچها من با آت راحت ترم پس همون آت مینویسم)
ات:اومدی
ته:اره عزیزم ببخشید منتظرت گذاشتم
ات: اشکال نداره
ته:بیا بریم بخوابیم
ات:باش
ویو ادمین
ات و ته رفتن بخوابن
تو راه دوباره ته احساس درد داشت
ات متوجه این موضوع شد
ات:ته حالت خوبه!!
ته:اره چطور
ات:آخه.... مطمئنی جاییت آسیب ندیده
ته:نه بابا
ات:می‌دونم باز رفتی باشگاه و مسابقه دادی
پس راستشو بگو
ته: مطمئن باش
پرش زمانی به فردا
ویو ادمین
ات و ته بیدار شدن
صبحانه خوردن
وقتی ته میخواست بره شرکت
دوباره دردی احساس کرد
ات:ته مطمئنم یه ویزیت شده
بیا بریم بیمارستان
ته:نه بابا چیزی نی
ات: ضرری نداره که
ته: نمیخوام بزرگش کنم
ات:باش هرچی تو بگی
ته:خوب من میرم بای
ات:باییی
شرکت ویو ته
هی دردم داشت بیشتر میشد
که یهو بیهوش شدم بقیشو دیگه نمی‌دونم
ات ویو
خونه بودم که از بیمارستان
باهام تماس گرفتن
ات:الو
بیمارستان:خانم کیم آت
ات:بله خودمم
بیمارستان: دوست‌پسرتون اتاق عمله
میخواستم بگم تشریف بیاورید
ات:چی!!(بغض)
ات ویو
اون،اون گفت ته اتاق عمله
با گریه از عمارت زدم بیرون
تو راه فقط هق هق میکردم و دعا میکردم
که ته چیزیش نشه
رسیدم بیمارستان رفتم دم در اتاق عمل
داشتم گریه میکردم که
دکتر:خانم کیم
ات:بله خودمم (با گریه)
دکتر: لطفاً آروم باشید ما تلاشمون رو میکنیم
تا ایشون سالم بمونن
ات:چه اتفاقی براش افتاده گریه
دکتر:ایشون دنده هاش شکسته
و به اعضای بدنش آسیب زده
ات: یعنی چی
دکتر: منظورم اینه احتمال زنده ماندنش خیلی کمه
ات:گریه می‌کنه
دکترم می‌ره
ات ویو
الان چند ساعتی ته اتاق عمله و
آرین هم اومده پیشم
آرین:آت جونم آروم باش(نگران)
ات:آخه هق چطوری میتونم آروم باشم(گریه شدید) الان ۶ساعته و هیچ خبری از ته ته نیست اگه اون چیزیش بشه من چیکار کنم

آرین اتو بغل می‌کنه و نوازشش می‌کنه



خیلی خب پارت بعد پایانشه بگید ببینم پایانش
خوب باشه یا بد؟؟
دیدگاه ها (۳)

پارت ۴بعد چند دقیقه دکترا اومدن ات:آقای دکتر تروخدا بگو حالش...

پارت ۲تا خواستم چیزی بگم لباشو گذاشت رو لبام (😈😈)و آروم مک م...

https://wisgoon.com/vlibts

p7

( چرا من؟)فصل ۲ 🎀پارت ۸فرداویو تهیونگ: امروز داشتم میرفتم سر...

آبنبات تلخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط