بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
بفرمایید دلایل بنده برای رعایت حجاب، درست عکس دلایل شما برای عدم رعایت حجاب و یا بدحجابی است. آن چه شما در بدحجابی خیر می بینید، بنده شرّ میبینم. آن چه ارزش میپندارید، بنده ضد ارزش میدانم.
بفرمایید: از دلیل نماز، روزه، حج،جهاد گرفته تا دلیل حجاب، هیچ دلیلی محکمتر و متقنتر و روشنتر از اطاعت امر خدا و عبادت خدا نیست. بفرمایید: البته احکام الهی، همه حکیمانه است و رشد، کمال و سعادت بشر، مستلزم اجرای این احکام است، اما علت اصلی فواید آنها که خود به خود مترتب می شود نیست، بلکه اطاعت و عبادت است که بیشترین فایده در همین است.
بفرمایید: دو راه بیشتر ندارم، یا باید نفس خودم را بندگی کنم و یا او را، و من اطاعت او را بر اطاعت نفس برگزیدم.
بفرمایید: انسان موجودی اجتماعی و قانونمند است، یا باید از قانون خدا اطاعت کنم و یا مطیع قوانین نفس خود و دیگران باشم، و من قانونگزاری برای انسان را در شأن او می دانم، لذا پیرو اوامرات نفس خود یا دیگران نمیگردم.
بفرمایید: چون انسان فطرتاً عاشق کمال است، هیچ کمالی و از جمله پاکی، عفت، خوبی و ...، چرا و دلیل نمیخواهد؛ چرا که دلیلش همان نیل به کمال است که با عقل و فطرت انطباق دارد. کسی از انسان سالم نمیپرسد که چرا سالم زندگی می کنی؟ بلکه از متخلف و بزهکار میپرسند که چرا مرتکب خلاف شده و میشوی؟ پس متخلف باید دلیل بیاورد، بد حجاب باید دلایلی برای بدحجابیاش اقامه کند که با عقل و فطرت آدمی و نیز قوانین کمال فردی و اجتماعی منطبق باشد، نه این که کار خودش را بکند و از محجبه دلیل رعایت حجابش را بخواهد!
بفرمایید: هر عقل سالمی چه مسلمان و چه غیر مسلمان، می فهمد که حفظ خود، شئون خود، ارزشها و قداست و حرمت خود و هم چنین جامعه، به مراتب بهتر از هتک آن و به مخاطره انداختن آن است. پس کسی که حرمت خود را هتک میکند و با رفتار های غلط خود هنجار شکنی میکند، اوست که باید دلیل فساد و افسادش را بیاورد.(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
بفرمایید دلایل بنده برای رعایت حجاب، درست عکس دلایل شما برای عدم رعایت حجاب و یا بدحجابی است. آن چه شما در بدحجابی خیر می بینید، بنده شرّ میبینم. آن چه ارزش میپندارید، بنده ضد ارزش میدانم.
بفرمایید: از دلیل نماز، روزه، حج،جهاد گرفته تا دلیل حجاب، هیچ دلیلی محکمتر و متقنتر و روشنتر از اطاعت امر خدا و عبادت خدا نیست. بفرمایید: البته احکام الهی، همه حکیمانه است و رشد، کمال و سعادت بشر، مستلزم اجرای این احکام است، اما علت اصلی فواید آنها که خود به خود مترتب می شود نیست، بلکه اطاعت و عبادت است که بیشترین فایده در همین است.
بفرمایید: دو راه بیشتر ندارم، یا باید نفس خودم را بندگی کنم و یا او را، و من اطاعت او را بر اطاعت نفس برگزیدم.
بفرمایید: انسان موجودی اجتماعی و قانونمند است، یا باید از قانون خدا اطاعت کنم و یا مطیع قوانین نفس خود و دیگران باشم، و من قانونگزاری برای انسان را در شأن او می دانم، لذا پیرو اوامرات نفس خود یا دیگران نمیگردم.
بفرمایید: چون انسان فطرتاً عاشق کمال است، هیچ کمالی و از جمله پاکی، عفت، خوبی و ...، چرا و دلیل نمیخواهد؛ چرا که دلیلش همان نیل به کمال است که با عقل و فطرت انطباق دارد. کسی از انسان سالم نمیپرسد که چرا سالم زندگی می کنی؟ بلکه از متخلف و بزهکار میپرسند که چرا مرتکب خلاف شده و میشوی؟ پس متخلف باید دلیل بیاورد، بد حجاب باید دلایلی برای بدحجابیاش اقامه کند که با عقل و فطرت آدمی و نیز قوانین کمال فردی و اجتماعی منطبق باشد، نه این که کار خودش را بکند و از محجبه دلیل رعایت حجابش را بخواهد!
بفرمایید: هر عقل سالمی چه مسلمان و چه غیر مسلمان، می فهمد که حفظ خود، شئون خود، ارزشها و قداست و حرمت خود و هم چنین جامعه، به مراتب بهتر از هتک آن و به مخاطره انداختن آن است. پس کسی که حرمت خود را هتک میکند و با رفتار های غلط خود هنجار شکنی میکند، اوست که باید دلیل فساد و افسادش را بیاورد.(ادامه دارد...)
- ۷۹
- ۱۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط