{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به من آهسته بگو؛

به من آهسته بگو؛
عشق سلام
چه خبر از غم دنیا
دل من خسته نباشی
نفست گرم ودلت شاد
مبادا که از این رنج برنجی
که جهان گشته پر از درد
به من آهسته بگو نیست جهان جای قشنگی
بگذار هرچه بدی هست در این خاک بماند
من و تو رهگذر کوچه ی عشقیم
و همین بس که تورا دوست بدارم
نکند خسته شوی یا که ببازی
من کنار تو نشستم
که تو بر عشق بنازی
کمکت خواهم کرد که به شکرانه این عشق
تو یک کلبه بسازی
که در آن بوی خدا هست
و این حس
سر آغاز قشنگیست
که آغاز شود بودن و بی عشق نماندن
به من آهسته بگو
هستی و ه
دیدگاه ها (۱)

قصه ام با تو همین است ز خود بی خبرمنه شبم هست و نه روز و نه ...

پیداست هنوز شقایق نشدی ... زندانی زندان دقایق نشدی ... وقتی...

نام = مرده ﻣﺘﺤﺮﻙ    نام خانوادگی = تنها  ﻣــــــﺦ = ردی...

غریبه شده با من خوشبختی..."بغض فرا گرفته مرا چون هوا...خود ر...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط