غریبه شده با من خوشبختی..."

غریبه شده با من خوشبختی..."

بغض فرا گرفته مرا چون هوا...

خود را گم کرده ام
در ایینه ی زندگی... !

عکسی
پر کرده تمام لحظه هایم را
و من
شرم زده از نگاهش...

و صدایش در گوشم
طنین خاطرات خوش... '

اشکی که زمان نمیشناسد و بی هوا جاری میشود... !

چرا ؟چگونه ؟بر چه منطقی ؟
پرسش است و
ندارم جوابی برای خویش... ,

عشق
درد دارد...

بجای او شب
غم با من هم اغوش است و بجای بوسه زخم دارم بر سینه ام... "

نمیدانم
چه کسی صیغه ی محرمیت مرا با درد خوانده که
این چنین هم خانه گشته ام با او...
خانه که چه گویم
خرابه ایست که از سقفش غم چکه میکند...!

آه
با تو ام،
ای تو دور از من و ای تو در دلم ،
اری با تو ام
تا نیایی...
غم بر من سوار است و
افسارم
در دست روزگار....
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴۹ — آخرین دیداریونگی چند دقیقه همان‌جا ایستاده بود.انگ...

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مدیر : حالا که اینطوریه اینارو ببین ...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_33فصل پانزدهم |...

وقتی یادت رفت مرا دوست داشتی...

#درخواستی«همسرِ میلیاردر»مدرسه ای/ازدواج اجباری/عاشقانه🤏🏻انق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط