{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باریک‌تَر از مویِ سَرت ، گردن ما بود

باریک‌تَر از مویِ سَرت ، گردن ما بود
آن روز ،که موهایِ تو در باد رَها بود
لَبخند زدی ، قالبِ شِعرِ من عَوض شُد
در شِعر من اِنگار ، اَلَم شَنگه به پا بود...
دیدگاه ها (۱)

چای سر صبح را...باید با نگاه تو طعم دار کرد...چه چیزی تلخ تر...

امسال به وعده‌ام "عمل" خواهم کرد"اقدام" به بوسِ بی محل خواهم...

آخرشم تا آخر شب من موندمو اون خاطرات آخرشم تو دادی به باد دا...

نزن تهمت ... مرض دارین مگه

Part ۱: ملاقات در بارانباران از عصر شروع شده بود و حالا نزدی...

🍒🌱زنده باد بال خداکه فرو می‌افتد و درست روی شانۀ من می‌نشیند...

رمان"نقش باد"#تکپارتی #لینو سناریو وقتی......»در یک شهر کوچک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط