کوک شوهر کینه ای Part17
لی لی با یاد آوردن اون خاطرات چشم هایش خیس میشه
لی لی= اینجا چیکار میکنی
یهو جونگ کوک وارد میشه
جونگ کوک = به تو ربطی نداره تو اینجا اضافه هستی ماریا خانم خونست
لی لی = چی
جونگ کوک = نکنه فکر کردی رفتم که بزارم راحت به زندگیت ادامه بدی میخوام با ماریا ازدواج کنم برام مهم نیست نظرت چیه
اون لحظه که کلمه ازدواج از دهنش بیرون اومد اجزای صورتم تکون نمیخوردن مغزم خاموش شد توانایی فکر کردن نداشتم خیلی راحت دست همو گرفتن و از کنارم رد شدن
ازش نپرسیدم واقعا یا چرا چون میدونستم وقتی یه حرفی میزنه عوضش نمیکنه
پارت
لی لی= اینجا چیکار میکنی
یهو جونگ کوک وارد میشه
جونگ کوک = به تو ربطی نداره تو اینجا اضافه هستی ماریا خانم خونست
لی لی = چی
جونگ کوک = نکنه فکر کردی رفتم که بزارم راحت به زندگیت ادامه بدی میخوام با ماریا ازدواج کنم برام مهم نیست نظرت چیه
اون لحظه که کلمه ازدواج از دهنش بیرون اومد اجزای صورتم تکون نمیخوردن مغزم خاموش شد توانایی فکر کردن نداشتم خیلی راحت دست همو گرفتن و از کنارم رد شدن
ازش نپرسیدم واقعا یا چرا چون میدونستم وقتی یه حرفی میزنه عوضش نمیکنه
پارت
- ۷۵۹
- ۰۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط