{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسܩـتـ هفدهم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧

قسܩـتـ هفدهم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧
بابای کلوریا؛
جنی دختر بزرگ من از اونجایی که تو از بچگی حاضر نبودی حتی با پسر های همسن خودت بازی کنی با وجود اینکه هیچ دختری همسن تو نبود تو حاضر بودی تنها باشی و با پسر ها بازی نکنی پس من تورو مجبور به ازدواج نمیکنم تو مدير عامل اصلی شرکت و تمام بخش ها منصوب میکنم و حتی با یک اشتباه مادرت حق بر کنار کردن تورو داره چون همسری نداری و تمرکز کاملت باید رو شرکت باشه
رومیا دختر دومم من تو باید شرط منو بپذیری و بعد از این به عنوان رئیس بخش های حساب و کار گزینی منصوب میشی
شرط من برای تو ازدواج تو و سوک هست
رومیا :اما اما عمو
بابای کلوریا :صبر کن تموم بشه
رومآ دختر سوم من تو بعد از پذیرفتن شرط های من به جایگاه رئیس بخش تولید و استانی منصوب میشی شرط من برای تو...
(راوی استرس زیادی تو چشم های رومآ و اون بود)
بابای کلوریا :شرط من برای تو ازدواج با
اون هست که بعد از قبول کردن شرط ام به مقامی که گفتم منصوب میشی
و جیسو دختر آخر من تو الان سن خیلی کمی داری و باید درس بخونی و دانشگاه بری اما دانشگاه تو ۵ سال طول میکشه و بعد از دانشگاه هم ۲ سال برای پایان نامه داری
اما بعد از اون اگر بخوای به رئیس بخش اداری و آموزشی منصوب بشی باید بعد از این مدت با کانگ ازدواج کنی
و به تمام شماچند ویلا در جاهای مورد علاقه تون که خودم میدونم هم داده میشه
اینم از این تموم شد*
رومیا ؛عمو عمو یعنی چی
رومآ: من با دل و جون شرط بابا رو می‌پذیرم
جیسو:( با بغض) منم همینطور می‌پذیرم
جنی: بله منم شرط هارو می‌پذیرم
بابای کلوریا: پسرا من منتظر جواب شما هم هستم
اون: من هم این شرط هارو می‌پذیرم
کانگ؛ منم همینطور پدر
سوک: اما عمو
بابای سوک: سوک میخوای مخالفت کنی
سوک: نه (با تردید) نه می‌پذیرم
بابای کلوریا ؛خانم کیم بفرمایید وصیت نامه هم دست شما باشه
خانم کیم :باشه ممنون
ادامه دارد............🍋
شرط پارت بعد: مثبت ۱۰ لایک و مثبت ۵ کامنت ممنون میشم بخونید و نظرات تون رو کامنت کنید چون جدیدا خیلی از رمان حمایت نمیشه اگر دوست ندارید بگید نزارم😔
دیدگاه ها (۷)

تنها چیزی که میتونه جای بی محبتی رو بگیره💔✧═✧═✧═✧═✧═✧═✧اینجـ...

قسܩـتـ شانزدهم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃‌ـ✧{موقعیت تو مهمونی}بابای ...

قسܩـتـ پانزدهم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧(دوساعت بعد){موقعیت شرکت...

قسܩـتـ نهم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧{موقعیت سر میز شام}اِما: باب...

قسܩـتـ دهم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧راوی: اِما افتاد روی رومیا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط