{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

two Party

two Party
last Part

یونگی» از اینکه دست روش بلند کردم پشیمون بودم ولی شنیدن اون جمله دیوونم میکرد من عاشق سانایی بودم عاشق عطر موهاش بودم عاشق بوی بچگونه گردنشم عاشق لب هاشم که مزه توت فرنگی میده فکر کردن به اینکه بخوام ازش جدا شم دیوونم میکنه بعد از اینکه کاملا مست مست شدم تلو تلو از بار اومدم بیرون و به سمت ماشینم رفتم الان فقط دلم میخواست فرشته کوچولوم رو ببینم

پرش زمانی به رسیدن به خونه»
سانایی» با شنیدن صدای کلید در از قدم زدن متوقف شدم بعد از اینکه در باز شد بوی الکل شدیدی کل خونه رو گرفت و یونگی تلو تلو خوران اومد داخل با دیدنش بغضم ترکید و با دو رفتم و محکم بغلش کردم و تنها جمله ای که میتونستم به زبون بیارم «ببخشید» بود

یونگی» با باز کردن در یه جسم کوچیک خودشو پرت کرد تو بغلم وقتی نگاه کردم سانایی بود تعجب کردم که بعد صدای هق هقش کل خونه رو فرا گرفت
یونگی» آه سانا(دست هاشو دور کمرش حلقه کرد و متقابلاً بغلش کرد)
سانایی» م...معذرت ..هق میخوام....تقصیر....هق هق...من بود نباید ...هق هق اون لباسو میپوشیدم‌.....هق هق ببخشیدددد
یونگی» هی هی سانا «از خودم جداش کردم و به چهره ی قرمز شدش نگاهی انداختم» بوسه کوتاهی رو لبش گذاشتم و گفتم» سانا من از این عصبی شدم که تو اون جمله رو میخواستی کامل کنی فکر اینکه من از نارنگی کوچولوم جدا بشم دیوونم میکنه....(مکث) ببخشید نباید دست روت بلند میکردم اما لطفاً دیگه از اینجور لباس ها نپوش فقط برای خودم بپوش خوب؟
سانایی»ب....باشه« دماغش رو کشید بالا»
یونگی«(خنده) کیوت....(بغلش کرد) عاشقتم نارنگی کوچولوم
سانایی» منم همینطور نارنگی بزرگ من(متقابلاً بغلش کرد و خندید)
یونگی«(خنده)

امیدوارم دوسش داشته باشین🙂
دیدگاه ها (۰)

خوب سلامی دوباره بچه هابچه ها من یه پیج دوم دیگه زدم مسدود ن...

Echo oF Midnight Part:⁸آرا«(خنده) دلم واسشون میسوزه ولی حقشو...

two PartyPart:¹(علامت خودم=«∆» «∆»: دقیقا ۲۳ ساعت و ۳۵ دقیقه...

پیشولی جذاببببببتولدت مبارک حقیقتا دلم خواست که اولین پستم ت...

درخواستی هیونجین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط