اولین باری که حس کردم دوستش دارم رو یادم نمیاد اما اولین

اولین باری که حس کردم دوستش دارم رو یادم نمیاد، اما اولین باری که گفت «دوستت دارم » رو فراموش نمی‌کنم. یه روزایی توی زندگی هست که دیگه بر نمی‌گرده، یه آدمایی به زندگیت میان که دیگه تکرار نمی‌شن، یه کسایی از زندگیت می‌رن که جاشون همیشه خالی می‌مونه.
اگه این شانس رو داشتم که به عقب برگردم، می‌رفتم به اولین روزی که اسمم رو صدا زد. به اولین باری که می‌خواست یه حرفی رو بزنه و نتونست. به روزی که دوستم داشت و نگفت. انقدر توی اون روز می‌مونم که همون‌جا بمیرم. مگه آدم چندبار این شانس رو داره که خودش رو توی چشمای کسی ببینه!؟
دیدگاه ها (۰)

💔من تمام مرزها را رد کرده ام!مرز چشمانت،قدیسه ایست، که فرشتگ...

اگر ما دردهایِ درونِ آدم ها را می دانستیم و حالشان را می فهم...

آرامشمی‌تونه برقِ تو چشماش باشه وقتی در باز می‌شه و میاد تو ...

اسمش را هرچه میخواهی بگذار خودخواهیحسادت و حتی تعصّب ...اما ...

نامحسوس پارت۱-ویوا.ت°بازم اون کابوسو دیدم یه کابوس وحشتناک ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط