من بودم و سایه ایی از تن منتو ندانی زین بوسه اشک که من
من بودم و سایه ایی از تن من...تو ندانی زین بوسه اشک که منم
حیف از تو و حیف های دگر ....که ندانستی رازدار این سوخته منم
سرچشمه ای که از چشمه اش خبردار نبود
چون صیدی که در پی صیاد می گشت و بیمار نبود...
/ نوشته های a....سعید
حیف از تو و حیف های دگر ....که ندانستی رازدار این سوخته منم
سرچشمه ای که از چشمه اش خبردار نبود
چون صیدی که در پی صیاد می گشت و بیمار نبود...
/ نوشته های a....سعید
- ۲۹۴
- ۲۹ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط