{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رو دستم تقلب نوشتم رفتم سر جلسه یه دفه مراقبه اومد بالای

رو دستم تقلب نوشتم رفتم سر جلسه یه دفه مراقبه اومد بالای سرم گف داری چیکار میکنی??منم گفتم دارم دعا میکنم خدا کمکم کنه!!
گف پس اینا چیه رو دستت?!منم یه نگا کردم گفتم:وای باورم نمیشه خدا جوابارو بهم رسوند!
بعدمراقبه گفت واسه منم دعاکن یه شوهرحوب پیدا کنم!
دیدگاه ها (۳)

.

سلللااااام

سلااااام

ﺍﻭﻥ ﻓﮏ ﮐﺮﺩ ﻫﻤﻪ ﻣﺚ ﻣﻨﻦ ، ﺭﻓﺖ ﺳﺮﺍﻍ ﺑﻘﯿﻪ …ﻣﻨﻢ ﻓﮏ ﮐﺮﺩﻡ ﻫﻤﻪ ﻣﺚ ﺍﻭ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۵۰هول گفتم اینا چیه؟ چیکار می...

Part ⁷The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط