به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیست

به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیست
و دلم غرق تمنای کسی هست که نیست

همه شهر به دلدادگی ام می خندند
که فلانی شده از چشم کسی مست، که نیست

«تو به من گفتی ازین عشق حذر کن» ... آری
و تو گفتی که ره عشق تو سخت ست، که نیست

مدتی هست به دلسوزی خود مشغولم
که دلم بند نفس های کسی هست که نیست....
دیدگاه ها (۱)

نقاشی زیبایی کشیدم آیا....

این چطوره طرح خودمه....کامنت لطفا

کار خودمه چطوره....خلاقیت ایرانی 😅 😝 😆

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۴۹ خيلي لرزون گفت: چون چيزي ر...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۸۸جیمین : نمیدونم... شاید فعل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط