تقدیم به کسی که کنارم نیست
تقدیم به کسی که کنارم نیست
ولی حس بودنش به من شوق زیستن می دهد...
زندگی را با چیزهای بسیار ساده پر باید کرد...سادهها ، سطحی نیستند خرید چند سیب ترش میتواند به عمق فلسفۀ ملاصدرا باشد . مشکل ما این نیست که برای شیرین کردن زندگی ، معجزه نمیکنیم ، مشکل ما این است که همانقدر که ویران میکنیم ، نمیسازیم . همانقدر که کهنه میکنیم ، تازگی نمیبخشیم ، همانقدر که دور میشویم ، بازنمیگردیم ، همانقدر که آلوده میکنیم ، پاک نمیکنیم . همانقدر که تعهدات و پیمانهای نخستین خود را فراموش میکنیم ، آنها را به یاد نمیآوریم ، همانقدر که از رونق میاندازیم ، رونق نمیبخشیم.عیب ندارد حوصله داشته باش ، قیمت عشق همیشه بیش از تحمل آدمیزاد بوده است…سخت است که زندگی را به یک عاشقانۀ آرام تبدیل کنی سخت است ، میدانم … باید اما...
یکبار...یکبار...و فقط یکبار میتوان عاشق شد...عاشق زن ، عاشق مرد ، عاشق اندیشه ، عاشق وطن ، عاشق خدا ، عاشق عشق... یکبار...فقط یکبار...بار دوم دیگر خبری از جنس اصل نیست...
مگذار که عشق ، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود...مگذار که حتی آب دادنِ گلهای باغچه ، به عادتِ آب دادنِ گلهای باغچه بدل شود...عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ دیگری نیست ، پیوسته نو کردنِ خواستنی ست که خود پیوسته ، خواهانِ نو شدن است و دیگرگون شدن...تازگی ، ذاتِ عشق است و طراوت ، بافتِ عشق...چگونه میشود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟...عشق، تن به فراموشی نمیسپارد ، مگر یک بار برای همیشه...
جامِ بلور ، تنها یک بار میشکند...میتوان شکسته اش را ، تکه هایش را ، نگه داشت...اما شکسته های جام ، آن تکه های تیزِ برَنده ، دیگر جام نیست...احتیاط باید کرد.همه چیز کهنه میشود و اگر کمی کوتاهی کنیم ، عشق نیز...بهانه ها جای حسِ عاشقانه را خوب میگیرند...
" "
ولی حس بودنش به من شوق زیستن می دهد...
زندگی را با چیزهای بسیار ساده پر باید کرد...سادهها ، سطحی نیستند خرید چند سیب ترش میتواند به عمق فلسفۀ ملاصدرا باشد . مشکل ما این نیست که برای شیرین کردن زندگی ، معجزه نمیکنیم ، مشکل ما این است که همانقدر که ویران میکنیم ، نمیسازیم . همانقدر که کهنه میکنیم ، تازگی نمیبخشیم ، همانقدر که دور میشویم ، بازنمیگردیم ، همانقدر که آلوده میکنیم ، پاک نمیکنیم . همانقدر که تعهدات و پیمانهای نخستین خود را فراموش میکنیم ، آنها را به یاد نمیآوریم ، همانقدر که از رونق میاندازیم ، رونق نمیبخشیم.عیب ندارد حوصله داشته باش ، قیمت عشق همیشه بیش از تحمل آدمیزاد بوده است…سخت است که زندگی را به یک عاشقانۀ آرام تبدیل کنی سخت است ، میدانم … باید اما...
یکبار...یکبار...و فقط یکبار میتوان عاشق شد...عاشق زن ، عاشق مرد ، عاشق اندیشه ، عاشق وطن ، عاشق خدا ، عاشق عشق... یکبار...فقط یکبار...بار دوم دیگر خبری از جنس اصل نیست...
مگذار که عشق ، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود...مگذار که حتی آب دادنِ گلهای باغچه ، به عادتِ آب دادنِ گلهای باغچه بدل شود...عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ دیگری نیست ، پیوسته نو کردنِ خواستنی ست که خود پیوسته ، خواهانِ نو شدن است و دیگرگون شدن...تازگی ، ذاتِ عشق است و طراوت ، بافتِ عشق...چگونه میشود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟...عشق، تن به فراموشی نمیسپارد ، مگر یک بار برای همیشه...
جامِ بلور ، تنها یک بار میشکند...میتوان شکسته اش را ، تکه هایش را ، نگه داشت...اما شکسته های جام ، آن تکه های تیزِ برَنده ، دیگر جام نیست...احتیاط باید کرد.همه چیز کهنه میشود و اگر کمی کوتاهی کنیم ، عشق نیز...بهانه ها جای حسِ عاشقانه را خوب میگیرند...
" "
- ۲.۲k
- ۰۱ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط