{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستشو گرفتم، بردم پیش خدا گفتم:

دستشو گرفتم، بردم پیش خدا گفتم:
من فقط اینو میخوام!!!!!!!!
گفت: این نه، بهتر از اینو برات گذاشتم کنار!!!!!
پامو کوبیدم زمین وگفتم من همینو میخوام...
خدا خم شد و آروم توی گوشم گفت:
آخه این ازمن قول یکی دیگرو گرفته!!!
دیدگاه ها (۱)

امشب پارک اهواز جای همه خالی هوا خیلی ملس بود

متن کامل شعر معروف...از کتاب معراج السعاده: آنکس که بداند و ...

🍺 ...پیکاے امشبو سنگین ریختم...🍺 👈 🍷 سلامتے اونے کہ قربانے ا...

دیدم میگن خداخیلی مهربونهرفتم بهش گفتم:اونی که میخوامش بهم ب...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 208♡⁠。⁠)⁩با آرا...

🍷🌹…………………………پارت۱۱…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا………………… ویو مین ……...

کپشنننن🎀🌚عروسک من😈🔞پارت سی و پنجوارد اتاق شدم پیرهنش تنش نبو...

Part²³کوک اومد بغلم کرد و موهامو ناز کرد(عکس بغلو میزارم)کوک...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 210♡⁠。⁠)فقط صدا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 213♡⁠。⁠)باهم هم...

#in_your_eyespart_78ویو جونگ کوکچند ساعت گذشته بود...اما حتی...

ارباب خشن من ۱۹

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 197♡⁠。⁠)⁩رفتم ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط