عشق جاودان
عشق جاودان
پارت۵۱
ایومی: ناراحت نباش
دازای: باشه بیا از این طرف
ایومی: باشه
ایومی:اتاقت چقدر بی روحه
دازای:ارع ،خب من برم توهم اینجا بمون
ایومی:ممنون فقط...
دازای: فقط؟
ایومی:شوگو که نمیاد دنبالم
دازای: نگران نباش نمیتونه بیاد نگهبان هست خونه هم سیستم داره
ایومی: مرسی ،تو ادم خیلی خوبی هستی
هیچی نگفتم و از اتاق خارج شدم
به سمت اتاق چویا رفتم همه چیز درست همون طور بود که قبل رفتتش بود
رفتم به سمت حموم و دوش ۵مینی گرفتم به سمت کمد لباس رفتم و یکی از لباس خواب های چویا رو پوشیدم و روی تخت دراز کشیدم
همه چیز بوی چویا رو میداد
با همین افکار سرگرم بودم که چشمام گرم شد و سیاهی....
ویو ایومی
من چرا این کارو کردم نباید کمک شوگو میکردم اگه کمکش نمیکردم چویا الان زنده بود(گریع)
روی تخت دراز کشیدم و لب زدم
ایومی:خودمون دوتایی زندگی خوبی میسازیم بهت قول میدم کوچولو
پارت۵۱
ایومی: ناراحت نباش
دازای: باشه بیا از این طرف
ایومی: باشه
ایومی:اتاقت چقدر بی روحه
دازای:ارع ،خب من برم توهم اینجا بمون
ایومی:ممنون فقط...
دازای: فقط؟
ایومی:شوگو که نمیاد دنبالم
دازای: نگران نباش نمیتونه بیاد نگهبان هست خونه هم سیستم داره
ایومی: مرسی ،تو ادم خیلی خوبی هستی
هیچی نگفتم و از اتاق خارج شدم
به سمت اتاق چویا رفتم همه چیز درست همون طور بود که قبل رفتتش بود
رفتم به سمت حموم و دوش ۵مینی گرفتم به سمت کمد لباس رفتم و یکی از لباس خواب های چویا رو پوشیدم و روی تخت دراز کشیدم
همه چیز بوی چویا رو میداد
با همین افکار سرگرم بودم که چشمام گرم شد و سیاهی....
ویو ایومی
من چرا این کارو کردم نباید کمک شوگو میکردم اگه کمکش نمیکردم چویا الان زنده بود(گریع)
روی تخت دراز کشیدم و لب زدم
ایومی:خودمون دوتایی زندگی خوبی میسازیم بهت قول میدم کوچولو
- ۲.۴k
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط