عشق جاودان
عشق جاودان
پارت ۵۲
ویو شوگو
صبح از خواب بیدار شدم دیدم برهنه توی یکی از اتاق های بارم لانا رو دیدم که کنارم خوابیده بود
من چکار کردم
چرا چیزی یادم نیست
نه نه من به ایومی و بچم خیانت نکردم
این دورغه نه نه
دیدم که لانا داره تکون میخوره بیدار شدم و گفت
لانا: بیدار شدی
شوگو: بهم بگو چکار کردیم دیشب
لانا: اونو باید خودت یادت بیاد (عشوه خرکی)
شوگو: برو اون طرف هرزه
لانا: هرزه اون زن ته نه من
لانا با ضربه دستم افتاد زمین و همون طور که دستش رو صورتش بود گفتم
شوگو: فقط یکبار دیگه به زنی که بچهی من داخل شکمشه بگی هرزه زندگی تو جهنم میکنم فهمیدی
لانا :با..ش..ه
ویو دازای
با خوردن نور توی اتاق بیدار شدم
به سمت اشپز خونه رفتم
ایومی رو دیدم که داره میز میچینه با دیدنم لب زد
ایومی:بیدار شدی ، بیا صبحونه درست کردم
دازای:هوم، نیاز نبود خدمتکار درست میکرد
ایومی :خواستم ازت تشکر کنم
دازای: هر چی باشه اون بچه داخل شکمت هم خون منه
پارت ۵۲
ویو شوگو
صبح از خواب بیدار شدم دیدم برهنه توی یکی از اتاق های بارم لانا رو دیدم که کنارم خوابیده بود
من چکار کردم
چرا چیزی یادم نیست
نه نه من به ایومی و بچم خیانت نکردم
این دورغه نه نه
دیدم که لانا داره تکون میخوره بیدار شدم و گفت
لانا: بیدار شدی
شوگو: بهم بگو چکار کردیم دیشب
لانا: اونو باید خودت یادت بیاد (عشوه خرکی)
شوگو: برو اون طرف هرزه
لانا: هرزه اون زن ته نه من
لانا با ضربه دستم افتاد زمین و همون طور که دستش رو صورتش بود گفتم
شوگو: فقط یکبار دیگه به زنی که بچهی من داخل شکمشه بگی هرزه زندگی تو جهنم میکنم فهمیدی
لانا :با..ش..ه
ویو دازای
با خوردن نور توی اتاق بیدار شدم
به سمت اشپز خونه رفتم
ایومی رو دیدم که داره میز میچینه با دیدنم لب زد
ایومی:بیدار شدی ، بیا صبحونه درست کردم
دازای:هوم، نیاز نبود خدمتکار درست میکرد
ایومی :خواستم ازت تشکر کنم
دازای: هر چی باشه اون بچه داخل شکمت هم خون منه
- ۲.۹k
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط