{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دفتری بود که گاهی من و تومی نوشتیم در آن. . . .

دفتری بود که گاهی من و تومی نوشتیم در آن. . . .

از غم و شادی و رویاهامان. . . .

از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم. . . .

من نوشتم از تو:

که اگر با تو قرارم باشد ،

تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد. . . .

که اگر دل به دلم بسپاری و اگر همسفر من گردی ،

من تو را خواهم برد ، تا فراسوی خیالت. . . .

بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا. ، . . !!!

تو نوشتی از من:

من که تنها بودم ،

با تو شاعر گشتم. . . .

با تو گریه کردم ،

با تو خندیدم و رفتم تا عشق. . . .

نازنیم ای یار ،

من نوشتم هر بار :

با تو خوشبخترین انسانم. . . .

ولی افسوس. . . .

مدتی هست که دیگر نه قلم دست تو مانده است و نه من. . . . !!!
دیدگاه ها (۳)

نمیدانم عشق کجاست...؟اصلا هست..؟آری انگار آنطرف تر ،سایه ای ...

"دستم پینه زده انقد نوشتم...چی فکر میکردم ، چی شد سرنوشتم......

مدتیــــست دلم شکســــته . . . ،از همان جای قبلـی . . . . !ک...

لرزش صدایم ،مال سرمای هواست . . . .این پرده ی اشک روی چشم ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط