یک پیاده رو

یک پیاده رو
وسطِ عصر اردیبهشت میخواهم
که شانه به شانه ات
تمام خیابانها را پرسه بزنم..
تـو بگویی "دوستت دارم"
و من قدم به قدم
شهر را به جنون بکشم
بی گمان مرزهای دیوانگی،
از اردیبهشت میگذرد ...
دیدگاه ها (۱)

فاصله مهم نیست ...وقتی دو تا قلب به هم وفادار باشن ...┄┅┄┅✶❤...

حال شب هایم بی تو تعریفی ندارد؛بی تو من ، پی حالِ خوبی هستم ...

دوباره شب و یک قصه‌ی تکراری،که بدون تو"تکرار" می‌کنداین بودن...

وقتی دوست برادرته و...

عشق ، اشتباه قشنگی بود ..نسیم خنکی میوزید و موهات رو به حرکت...

رسیدیم خونه وقتی از ماشین میخواستم پیاده بشم فیلیکس سری از م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط